ابوذر غفاری

ابوذر غفاری که نام اصلیش جُندَب بود، یکی از یاران بزرگ پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌رفت. پدرش جُناده و مادرش رَمله و از قبیله غفار بودند. ابوذر از دانشمندان و سابقین به اسلام و چهارمین یا پنجمین کسی بود که اسلام آورد. حضرت محمد(ص) همیشه او را صدیق امت و شبیه عیسی بن مریم(ع) در زهد و پاکی می دانست و مرحوم صدوق نیز از حضرت رضا(ع) روایت کرده است که پیامبر(ص) فرمود: ابوذر، راستگوی این امت است.

ابوذر بیشتر اوقات، در حال تفکر و اندیشه بسر می برد. طایفه اش یکی از طوایف بیابانی اعراب بود که شغل بیشتر آنها بیابان گردی و چپاول کاروانیان بود و مانند همه طوایف اعراب به پرستش بت ها سرگرم بودند.

ابوذر هرگز در پیشگاه سنگ و چوب ساخته دست بشر، کرنش و بندگی نکرد و به خاطر همین، در میان قبیله اش همیشه مورد خشم بود. او هیچگاه از ملامت و آزار اهل قبیله خود نهراسید و ناراحتی های درونی و تهدید بت پرستان و ستمگران، او را از پای نینداخت. ابوذر بهترین راه مبارزه با ظلم و ستم را در تشکل و دسته جمعی بودن مبارزات می دانست و پس از چندی در میان اصحاب صفّه جای گرفت. اصحاب صفّه به کسانی گفته می شد که از افراد غریب و بی پناهی تشکیل می شدند که زندگی آنها با فقر و مسکنت می گذشت و با وجود شرایط طاقت فرسای زندگیشان، از نثار خون خود در راه اسلام باکی نداشتند. ابوذر، درس خداشناسی را ابتدا از طبیعت آموخت سپس در محضر پر فیض پیامبر اکرم(ص) آن را به عالی ترین درجه خود رساند. سرانجام در ربذه در سال ۳۲ هجری قمری وفات یافت.

ابوذر در آغاز بعثت رسول خدا(ص)، در میان قبیله خود علناً با بت پرستی مبارزه می کرد و داستان او با بت پرستی مانند داستان ابراهیم خلیل(ع) بود. ابوذر همه چیز را فراموش کرده بود و فقط به یک چیز می اندیشید که آن، خدای بزرگ بود و از غیر او دوری می جست. هنگامی که آوازه بعثت و رسالت محمد(ص) زبان به زبان می گشت. بیچارگان و محرومان جزیره عربستان با شادی خاصی گوش به این اخبار تازه فرا می دادند تا این که این ندای جان بخش به گوش ابوذر رسید و او را از وضع جدید مکه مطلع ساخت و مطمئن شد که در مکه مردی ادعای رسالت می کند و به خداوند یکتا اعتقاد دارد و نامش محمد(ص) است و دریافت که با وجود آزارهای اشراف مکه، عده ای از محرومین و زحمتکشان می خواهند به او بگروند ولی از ترس قدرتمندان مکه نمی توانند عقیده خود را آشکار سازند. ابوذر از این خبر بسیار خوشحال شد و هنگامی که برادرش انیس هم از مکه و رسالت پیامبر(ص) برایش خبرهای جدیدی آورد، تصمیم گرفت هر چه زودتر به مکه برود و خود را به پیامبر(ص) برساند…

وفات :

هنگامی که ابوذر از دنیا رفت، اهل کاروان او را غسل داده و کفن نمودند و ابن مسعود، یا مالک اشتر بر جنازه وی نماز خواند سپس ابوذر را در همانجا دفن کردند و فرزندش را با خود به مدینه بردند. وفات ابوذر را در سال ۳۲ هجری قمری ذکر کرده اند.

دیدگاه بگذارید