تا توانی دلی به دست آور / دل شکستن هنر نمی باشد

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ بسوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند؟

اينها را از عاشقی شنيدم كه به كسی ميگفت كه يك روزی همه وجودش بود و حالا اون نامرد تنهاش گذاشته.

اون نامرد يكی از دوستامه،اولين باری بود كه گريۀ يك مرد رو ميديدم،اولين بار بود ميديدم كه يك مرد جلوی يك دختری اشك بريزه و اينهارو بگه.دلم خيلی واسش سوخت.

به دوستم گفتم كه تو حق نداشتی با احساساتش بازی كنی،اما اون خيلی راحت به ميون حرفم اومد و گفت:ما فقط يه دوست بوديم،رابطۀ ما هم يه دوستی معمولی بود!

نميدونم چرا هميشه آدمايی كه تو عشق و دوست داشتن همه چيزشون رو ميبازن نصيب كسانی ميشن كه قدرشون رو نميدونن؟!

و جالب اينجاست كه اين آدمای بی احساس تو يه عشق ديگه همون شكستی رو تجربه ميكنن كه قبلاً فكر ميكردن همه چيز فقط يه دوستيه ساده است!

پس دوستای گلم،حواستون باشه كه دلی را حتی برای تلافی نشكونيد،تا مبادا دلتونو بشكنن،آخه ميگن چوب خدا صدا نداره.

دیدگاه بگذارید