نیکی به پدر و مادر

محبت و مهربانی با پدر و مادر، امری است که عقل و شرع به ضرورت آن اقرار می کنند. خداوند مهربان در قرآن مجید می فرماید: وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ (اسراء: 24) از روی محبت و مهربانی، بال فروتنی را برای پدرو مادرت فرود آور.

بی تردید، اگر انسان به زحمت ها و رنج های بی شائبه والدین توجه کند، هرگز نیکی های آنان را از یاد نمی برد. امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: حق مادرت آن است که بدانی، او به گونه ای تو را حمل کرد که هیچ کس کسی را چنین حمل نکرده است و چنان ثمره ای از قلبش را به تو داده است که هیچ کس به کسی نمی دهد. او با جوارحش تو را حفظ کرده و هراسی از آن نداشته است که با وجود گرسنگی، تو را سیر و با وجود تشنگی، تو را سیراب کند و تو را بپوشاند. در حالی که خود برهنه است، خویشتن را در آفتاب، سایبان تو سازد و از برای تو از خواب دست کشد و تو را از گرما و سرما حفظ کند تا برای او باقی بمانی و تو نمی دانی سپاسش را به جای آری، مگر به یاری و توفیق الهی.

اگر شخصی کوچک ترین نیکی و احسانی در حق انسان به جای آورد، عقل تشکر و قدردانی از او را لازم می داند، حال با توجه به این که پدر و مادر سمبل نیکی و احسان به فرزند هستند و از جان خود برای پرورش او مایه می گذارند، سزاوارترین انسان ها برای احترام و قدردانی اند.

احترام به والدین را هم شرع تأکید می کند و هم عقل سفارش.

خوش زبانی و خوش رفتاری با والدین

بهترین راه برای ابراز محبت به پدر و مادر، نرم گویی و خوش زبانی با آنهاست. پیشوایان معصوم علیهم السلام که بزرگ ترین مربیان بشری هستند، تندی به پدر و مادر را نهی کرده اند و حتی صدای ما نبایداز صدای آنان بلند باشد چه رسد به این که خدای ناکرده با آنان به زشتی سخن بگوییم که سخن زشت و ناسزا گفتن به والدین، از گناهان کبیره است. امام صادق علیه السلام سفارش کرده است: «حتی» هنگامی که پدر و مادرتان شما را می زنند، شما از درگاه خدا برای آن دو طلب غفران و بخشش کنید.» باز همان حضرت می فرماید: اگر پدر و مادر صدایشان را بلند کردند شما صدایتان را آهسته کنید و با آرامش با آنان سخن بگویید.» حتی نباید پدر و مادر را به نام کوچک صدا بزنند. نگریستن از روی مهربانی و عطوفت به صورت والدین، عبادت است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «هیچ گاه چشمانت را از نظر کردن به والدین پر مکن، مگر با رحمت و مهربانی.» خداوند در قرآن کریم در توصیه ای نیکو به همه آدمیان می فرماید: «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا؛ با آنان با احترام سخن بگوی. (اسراء: 24) پس اگر می خواهیم محبت خود را به آنان اظهار کنیم و سپاس گزار و قدردان آنان باشیم، این سخن امام را به خود تلقین کنیم که: «در همه حال سپاس گزار والدین باشید، حتی در مواقعی که گفتار و کردار والدین مطابق میلتان نباشد». مطیع بودن در قبال پدر و مادر نشان دهنده محبت به آنهاست.

  1. باید در همه حال با پدر و مادر، رفتاری شایسته داشت، چه رفتار آنها موافق میل فرزند باشد و چه برخلاف میل فرزند.
  2. از توصیه های اسلامی، نگریستن به والدین از روی عطوفت و مهربانی و سپاس گزاری و قدردانی از آنهاست.

رعایت حرمت والدین

از آیه ها و روایت های تربیتی برمی آید که احسان به پدر و مادر در همه حال لازم است. هرگاه یکی از پدر و مادر یا هر دو آنان پیر شوند، فرزند باید متکفل امور آنان باشد، نه اینکه اداره امور آنان را به دیگران بسپارد و خود از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند. سپردن والدین پیر به خانه های سالمندان، خلاف مقتضای انسانیت و وجدان بشری است. پدر و مادر، تنها محتاج خوراک، پوشاک و خدمات معمولی و مادی نیستند، بلکه نیازمند محبت و دست گیری و مهربانی اند و این نیازمندی آنان، در خانه سالمندان و آسایشگاه ها تأمین نخواهد شد. هیچ فرزندی هرگز نباید از نگه داری و خدمت رساندن به پدر و مادر، اظهار انزجار و خستگی کند. البته نیکی به والدین، نباید تنها در زمان حیات و زندگی آنان باشد، بلکه پس از مرگ آن عزیزان نیز باید احسان به آنها را ادامه داد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «سرور نیکوکاران در روز قیامت، مردی است که بعد از فوت والدین، به آنان نیکی کرده است».

نیکی به پدر و مادر پس از مرگ، به صورت استغفار برای آنان، نماز خواندن، صدقه دادن، حج نمودن، روزه گرفتن از طرف آنان، ادای دین و اطعام فقرا تجلی می کند. چنان که احترام گذاشتن به آنان در زمان حیات نیز با کارهایی چون پیش قدم نشدن از آنان، ننشستن پیش از آنان، بلند شدن در مقابل آنان، فرو بردن خشم و ناراحتی خود، صدای خود را بلند نکردن و نخواندن آنان با اسم کوچک شکل می گیرد.

پیام متن:

  1. سپردن والدین به خانه سالمندان، نیازمندی آنان را به محبت و دست گیری و مهربانی تأمین نخواهد کرد.
  2. بعد از فوت پدر و مادر نیز باید در حق آنان نیکی کرد، همانند: طلب آمرزش برای آنان، نماز خواندن، حج کردن از طرف آنان و صدقه دادن.

دین مبین اسلام، برای زنده ماندن ملّتها همبستگی خاصّی را بین افراد آنها لازم دانسته است و از افراد جامعه، نسبت به پدر و مادر که شعاع بستگی انسان به آنها نزدیک تر است، بیشتر سفارش شده است.

پروردگار عالم در وجود فرزندان، عاطفه و علاقه خاصّی نسبت به والدین قرار داده است. این علاقه خاص را ممکن نیست که بتوان از انسان سلب نمود و خداوند در آیات قرآن، به محبّت فرزندان نسبت به پدر و مادر، سفارش نموده است.

هیچ فداکاری بالاتر از خدمت نسبت به پدر و مادر نیست و خدمت به آنان بزرگترین خدمتی است که فرد می تواند درباره کسی انجام دهد.

در کشورهای غیراسلامی، بر اثر کم بودن عواطف، فرزندان بعد از بلوغ، محیط خانواده را ترک می کنند و جدا از پدر و مادر زندگی می کنند و این چنین زندگی ، کانون خانواده ها را سرد نموده است و گاه زمانی طولانی، پدران و مادران روی فرزندان خود را نمی بینند. لذا سپردن فرزندان به کودکستان(6) و یا محیطهای دیگر، ریشه عواطف را می سوزاند و از رشد و نموّ آنها جلوگیری می کند.

متأسفانه می بینیم که بعضی از جوانان، پدر و مادر پیرِ خود را مزاحم و دست و پا گیرِ زندگی خویش می بینند و سعی در دور شدن از آنها دارند.

در قطب مخالف این بی حرمتی ها افرادی بوده اند و هستند که در سایه تربیت قرآنی، حتی والدین خود را در سنین پیری بهتر از فرزندان خود نگه می دارند که این خود، یک نوعی از احساسات و عواطف الهی است. حتی این روابط پس از مرگ هم با انسان همراه است و از پرجوش ترین احساسات انسانی، روابط والدین و اولاد است و همه اینها بدون جلب منفعت است،(7) و همین ویژگی است که قداست خاصّی به این علاقه می بخشد.

هر چند فرزندان نمی توانند حق احترام به پدر و مادر را ادا کنند؛ ولی باید به مقدار امکان، سعی کنند تا رضایت آنها را که رضای الهی است، کسب کنند.

نیکی به والدین در ادیان آسمانی

لزوم نیکی به والدین، اختصاص به شریعت اسلام ندارد، بلکه در طول تاریخ و در شرایع آسمانی همواره مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن در سوره بقره، آیه 83 وجوب احسان به والدین را پیرو عبادت خداوند، جزء پیمان ها و وظایف حتمی بنی اسرائیل شمرده است.

حضرت نوح (ع) برای پدر و مادر خود چنین دعا می فرماید (رب ّ اغفرلی و لوالدی ّ و لمن دخل بیتی مؤمناً و للمؤمنین و المؤمنات و لا تزد الظّالمین الاّ تبارا;5 خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر که با ایمان وارد خانه من می شود و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز و ستم کاران را جزء بر هلاک و عذابشان میفزای. )

 

امام صادق(ع): فرمود: موسی بن عمران(ع) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دید، عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وی افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد، دارای دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکی می کند و برای سخن چینی گام برنمی دارد. 6

نقل است روزی حضرت داوود(ع) هنگام قرائت قسمتی از کتاب (زبور) دلش شکست و منقلب شد. در آن حال کمی به خود بالید و گفت: در دنیا از من عابدتر نیست. همان ساعت به او وحی شد: برو بالای کوه، کشاورزی را ببین که هفتصد سال مرا عبادت می کند و از گناهی که انجام داده از درگاه من عذر می خواهد، در صورتی که آن عمل نزد من گناه نبوده است. او روزی در پشت بام راه می رفت که مختصر خاکی از پشت بام بر روی مادرش ریخت و اینک مدتی است که به حساب این گناه در درگاه ما می نالد، برو او را به مغفرت و آمرزش من بشارت بده.

داوود (ع) به کوه رفت، دید مردی لاغر اندام که بر اثر عبادت، استخوان هایش در آمده، مشغول نماز است. وقتی از نماز فارغ شد، بر او سلام کرد. او جواب سلام داوود(ع) را داد و پرسید: تو کیستی؟ حضرت داوود(ع) فرمود: من (داوود) نام دارم. گفت: اگر می دانستم که تو داوود هستی، جواب سلام تو را نمی دادم، به دلیل آن لغزشی که از تو سر زده است. اینک که به کوه بالا آمده ای، استغفار کن. به خدا سوگند، روزی به پشت بام رفتم، بر اثر عبور، مختصری خاک بام بر سر مادرم ریخت، اینک هفتصد سال است که در این وضع هستم، نمی دانم مادرم از من راضی شده یا نه، با این حال استغفار می کنم، به دلیل این که شاید او از من راضی نشده باشد. 7

خداوند به موسی وحی نمود: همانا کسی که به پدر و مادر نیکی کند و مرا رها کند، اسم وی را نیکوکار بنویسم و کسی که مرا نیکی کند و پدر و مادرش را واگذارد، وی را عاق نویسم. 8

 

 

نکاتی چند در باره احترام به والدین

گر چه عواطف انسانی و مسئله حق شناسی به تنهایی، لزوم احترام نمودن به والدین را بیان می کند، ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که عقل مستقلاً می تواند داوری و قضاوت کند یا عاطفه آن را به وضوح در می یابد، سکوت روا نمی دارد; بلکه به عنوان تأیید و تأکید دستوراتی را صادر می کند. ما در این جا با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین احترام به والدین و مسائل و زوایای مربوط به آن را در قالب چند نکته بیان می کنیم.

 

نکته اول: در چهار سوره از قرآن کریم، نیکی به والدین بلا فاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. آن چهار سوره عبارت اند از: بقره، آیه 83; نساء، آیه 36; انعام، آیه 151; لقمان، آیه 41.

 

تأکید قرآن بر ذکر احسان و مراعات پدر و مادر در سطح توحید و نفی شرک، و عبادت و پرستش و شکر نعمت های الهی، به روشنی این مطلب را ثابت می کند که عدم رعایت حق آنان، بزرگ ترین گناه پس از شرک به خداوند است و لذا آن را در (سوره اسراء) در ردیف گناهان کبیره ذکر فرموده است.

 

نکته دوم: خداوند در این آیات، نوع خاصی از تجلیل و احترام را ذکر نفرموده، بلکه انسان را به رعایت حال پدر و مادر و احسان به آنها دعوت کرده است. نتیجه این که هر گونه احترام و نیکی به پدر و مادر، دستور خداوند است و هرگز مقید به حدودی نیست به جز قدرت و امکان از نظر عقلی و شرعی; به این معنا که هر چه انسان در توان دارد، باید برای پدر و مادرش انجام دهد و مضایقه و کوتاهی نکند.

 

نکته سوم: این احسان و خیرخواهی و خدمت به پدر و مادر را باید به عنوان تشکر و سپاس از زحمات طاقت فرسای آنان انجام دهد و گمان نکند که در حق آنان تفضل می کند و یا بر آنها منت بگذارد. در باره این نکته، چند مطلب قابل توجه است:

1 ـ حق پدر و مادر به حدی بزرگ و زیاد است که هرگز انسان نمی تواند تمام و کمال زحمات و محبت های آنان را جبران کند.

2 ـ انسان باید همواره خود را در انجام شکر واقعی، مقصر بداند; هم چنان که در انجام شکر الهی. آن گونه که سزاوار نعمت های بی کران اوست، همه انبیا و اولیا قاصرند و دیگران نه تنها قاصرند، بلکه مقصّرند.

3 ـ همان گونه که در شکر نعمت های الهی نباید به زبان و تعظیم اکتفا کرد، بلکه باید با اطاعت و عمل نیز خدا را سپاس گفت، در مقابل الطاف و محبت های پدر و مادر هم باید عملاً تشکر کرد و آنچه را که سزاوار مقام آنان است; از احترام و خدمت و کمک به عنوان تشکر، دریغ نکرد.

4 ـ شکر الهی، خود یک نعمتی است که باز هم نیاز به شکر دارد و همچنین است توفیق در انجام خدمت و تشکر عملی از مقام پدر و مادر.

نکته چهارم: خداوند متعال دستورات خاصی را به فرزندان پدر و مادری که به سن پیری رسیده اند، صادر فرموده است: (و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی و هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو: ای پروردگار من! همچنان که مرا در خردی پرورش دادند، بر آنها رحمت آور. )9

نکته پنجم: در برخی آیات، پدر و مادر را در صدر کسانی قرار داده که باید به آنها کمک شود: خداوند به پیامبر می فرماید: در پاسخ کسانی که از تو می پرسند چه انفاق کنیم؟ بگو: (هر چه از خیر انفاق می کنید، به پدر و مادر و خویشان نزدیک و یتیمان و فقیران و درماندگان انفاق کنید. )10

نکته ششم: در وقت دعا و نیایش نباید والدین را فراموش کرد. حضرت ابراهیم(ع) در دعای خویش می فرماید: (پروردگارا! آن روز که حسابرسی بر پا می شود، بر من و پدر و مادرم و همه مؤمنان ببخشای. )11

تواضع در برابر والدین

خفضِ جناح (تواضع) چند بار در قرآن آمده است، ولی (جناحَ الذُّل) فقط یک بار آورده شده و آن هم مربوط به پدر و مادر است: (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة. )12

به گفته لغت شناسان، تواضع دو گونه است: گاهی تواضع، انسان را پست می کند ; مانند تواضع در برابر مستکبران و گردنکشان، و گاهی انسان را بالا می برد; مانند تواضع در برابر مؤمنان، پدر و مادر، معلم و امثال آنها. در چنین مواردی، تواضع را خفض جناح می گویند. جناح به معنای بال پرنده است و خفض جناح، این معنا را به ذهن تداعی می کند که تواضع به انسان بال می دهد و با آن به اوج رفعت می رسد. خداوند به پیامبرش امر فرموده است: (و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین;13 در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می کند، بال فروتنی فرود آر. )

(ذل ّ) به معنای نرمی و تسلیم است و در موردی به کار برده می شود که امری از روی قهر و غلبه بر کسی وارد شود. گویا انسان خود را در برابر پدر و مادر، مقهور و مغلوب می بیند. با این که آنها به او نیازمندند، اما مانند یک برده یا اسیر در برابر آنان با تواضع و فروتنی اوامرشان را اطاعت می کند.

به هر حال این (جناح ذل ّ) از روی رحمت و عطوفت است نه از روی ترس و یا احتیاج، زیرا پدر و مادر، سالخورده و در دوران نیازمندی اند و ترس از آنان و یا احتیاج به آنها موضوعیت ندارد.

دیدگاه بگذارید