اهمیت و ضرورت تعامل بین خانه و مدرسه

Importance and necessity of interaction between home and school
  • تعداد صفحه: 8
کد محصول: نامعلوم

۰ تومان

وضعیت: موجود

توضیحات

1- اهمیت و ضرورت تعامل بین خانه و مدرسه
تضاد ارزشی و عدم هم نوایی دانش آموز با خانه یا مدرسه به نفع دیگری تمام نمی شود ، بلکه موجب روی گردانی دانش آموزان ، هم از خانه و هم از مدرسه می گردد .
هم چنین جامعه شناسان و روان شناسان از جمله عوامل مهم بروز مشکل در رفتار فرزندان را تعارض و ناهماهنگی رفتاری بین پدر و مادر یا والدین و مربیان می شناسند .آنان معتقدند چنان چه رفتارهای پدر و مادر با فرزند در محیط خانواده یا رفتار والدین و مربیان در محیط های خانه و مدرسه در تعارض و تضاد باشند ، این تعارض به اختلال رفتاری ، که ناشی از بلاتکلیفی فرد در امر الگوپذیری است ، منجر خواهد شد و عوارض سوء روانی و رفتاری را به دنبال دارد . بر عکس اگر هماهنگی رفتاری والدین با مربیان به وجود آید ، علاوه بر ایجاد سازگاری در فرزند ، تقویت رفتارهای مطلوب را نیز موجب می گردد .
بنابراین تضاد ارزشی بین رفتارهای دانش آموز در خانه و مدرسه ، وجود دارد و یکی از مهمترین راه کارهای کاهش این گونه تضادهای فرهنگی (رفتاری ، اخلاقی و اعتقادی) ، تعامل بیش تر اولیای خانه با اولیای مدرسه است .
2- هماهنگی تربیتی خانه و مدرسه
عوامل مدرسه ای همچون کارکنان آن که شامل معلم ، مدیر ، ناظم ، مربی پرورشی ، متصدی امور دفتری و حتی خدمتگزار و … در مدرسه می شود ، می توانند بر کودک و نوجوان تاثیراتی بر جای بگذارند . نحوه ی ارتباطات و اخلاق ، رفتار و سایر شیوه های تربیتی کارکنان مدرسه ، همه و همه در دانش آموزان مؤثر است . به همین علت یکی از وظایف خانواده ها ، آَشنایی با مدرسه ی فرزندان و رفتارهای کارکنان مدرسه و نقش های تربیتی و آموزشی ایشان است . از طرف دیگر اولیای مدرسه نیز باید نسبت به خصوصیات و نگرش های اولیا و فرزندان آن ها و نیز چگونگی تعلیم و تربیت فرزندان در خانواده آگاهی بیشتری کسب کنند .

3- کاهش آسیب های گروهی ناشی از عضویت فرد در گروه های اجتماعی
فرد با بیرون رفتن از حیطه ی کنترل خانوادگی وارد میدان بزرگی از امور اجتماعی و گروه های متعدد می شود که به طور کلی می توان آنها را به دو دسته ی گروه های هماهنگ و متضاد تقسیم کرد . گروه های هماهنگ به گروه هایی گفته می شود که هنجار ها و ارزش های آن ها با قواعد پذیرفته شده ی جامعه هماهنگ و همسوست . گروه های متضاد بر خلاف آنچه جامعه و عرف عمومی از فرد انتظار دارد ، عمل می کنند و ممکن است آسیب های عمیقی از جهات روانی و عاطفی ، اخلاقی و اجتماعی بر افراد عضو وارد آورند . ساده ترین نوع آسیب گروهی ، ایجاد دوگانگی ارزشی برای فرد است که اگر این دوگانگی با عضویت در گروه های متضاد و متعارض با جامعه تداوم یابد به آسیب های دیگر و خطرناک تری منجر خواهد شد .
عدم درک متقابل والدین و فرزندان یکی از مهمترین عواملی است که زمینه ی جذب فرزندان را به گروه های برون خانواده ای فراهم می آورد . امروزه به علت گسترش وسایل ارتباطات جمعی ، تغییر مناسبات و روابط اجتماعی و صنعتی شدن ، همه ی نوجوانان و جوانان به آسانی از والدین خود پیروی نمی کنند ؛ زیرا برخی نیازهای خود را از طریق گروه های اجتماعی همسالان و دوستان برآورده می کنند و از سوی دیگر تمایلاتی متفاوت از آنچه والدین از آن ها می خواهند ، نشان می دهند و به اصطلاح شکاف بین نسلی روی می دهد . نوجوانانی که حس می کنند انتظارات آنها مورد درک و فهم والدین قرار نمی گیرد ، در جاهایی خارج از محدوده ی خانواده به جست و جوی خواست ها و آرزوهای خود می پردازند و بدین ترتیب راه ورود آنها به درون گروه های متنوع و فراوان افزایش می یابد .
ارتباط متقابل خانه و مدرسه می تواند گام مؤثری در شناخت انتظارات و ارزش های حاکم بر فرزندان باشد و تلاش موفقی در جهت پرکردن شکاف بین نسلی محسوب گردد . از طرف دیگر اولیای خانه از گرایش های گروهی فرزندان خود و نوع گروه های مرجع یا گروه هایی که ایشان به عضویت آن ها در آمده اند ، شناخت کافی به دست می آورند و زمینه ی بروز آسیب های گروهی را به حداقل می رسانند . تغییر در مناسبات و دوستی های متعارف در بین نوجوانان و جوانان ، به دلیل کاهش نقش های نظارتی خانواده در جامعه ی امروز ، به یک معضل بزرگ تبدیل شده است . پدیده ی فرار فرزندان یکی از علائم بدخیم این تغییر و تفاوت در نگرش های والدین و فرزندان است . برای مثال فرار دختران از خانواده ها که یکی از بزرگ ترین آسیب ها و شاید مادر آسیب سایر آسیب ها از جمله خود فروشی ، فساد و فحشا ، قتل ، ضرب و جرح ، عضویت در باند های فاسد و فاسق ، قاچاق مواد مخدر و … باشد ـ نتیجه ی بی توجهی ، عضویت های ناسالم در برخی گروه های به اصطلاح دوستان ! و نیز عدم تعامل متناسب والدین با فرزندان است .
عدم شناخت روحیات فرزندان توسط والدین ، عدم نظارت کامل خانواده بر روابط اجتماعی دختران خود ، عدم دقت و مراقبت در مورد دوستان و اطرافیان دختران و چگونگی ارتباط آن ها با دختران دیگر ، مسائل اقتصادی خانواده ها و وجود فقر فرهنگی ـ که مانع شناخت رفتارهای فرزندان می شود ـ از بین رفتن حرمت و قبح بسیاری از مسائل در برخی از خانواده ها ، ضعف فرهنگی و انحطاط بنیان های خانوادگی و اجتماعی از مهمترین عوامل فرار دختران از خانواده ها ذکر گردیده است .
4- آشنایی اولیای خانه و مدرسه با نقش ها و مسئولیت ها
در این مورد عمده ترین وظایف خانواده را می توان به شرح زیر بر شمرد :
الف) توجه و احترام به شخصیت اعضای خانواده : از اولین و مهمترین وظایف خانواده ها ایجاد احساس تعلق ، دوست داشتن و امنیت خاطر برای فرزندان است . «اگر آن ها [فرزندان] احساس کنند که از طرف والدین خود به رسمیت شناخته شده و آنان به تعلیم و تربیت و آینده ی تحصیلی و شغلی ایشان علاقمندی نشان بدهند ، عواطف و احساسات زیبای فرزندان شکوفا می شود . هر چه نیازهای روانی فرزندان بیشتر تامین شود ، جامعه پذیری و رشد اخلاقی ، اجتماعی آن ها هم زودتر و مطلوب تر صورت می گیرد ، ولی کمبودهای عاطفی ، موجب شکست و شکنندگی هایی خواهد شد و فرزندانی که تمایلات مربوط به محبت آن ها ارضا نمی شود ، افرادی خواهند شد جنایتکار و لجوج ، سخت دل و خشن که حتی ممکن است در مواردی شرف و حیثیت انسانی خود را نیز نادیده بگیرند .»
ب) ایجاد محیطی امن ، صمیمی و دوستانه : با رعایت عوامل عاطفی حاکم بر خانواده ، محیطی امن و دور از خشونت به وجود می آید که سهم زیادی در رشد شخصیتی افراد دارد . البته میزان توجه و اعمال نظر بر فرزندان نیز مهم است ، زیرا افراط یا تفریط در توجه به برخی از آن عوامل ، زمینه ی بروز برخی نابهنجاری ها و کجروی ها خواهد شد .
ج) آشنایی با خصوصیات مختلف دوره های رشد جسمی و ذهنی فرزندان برای پیشگیری از آسیب ها : بدون توجه به تغییرات خاص سنی و جنسی ، نمی توان ویژگی های اجتماعی ، اخلاقی ، عاطفی و روانی افراد را مورد بررسی قرار داد و نتیجه این که استعدادهای بالقوه و بی منتهای فرزندان هم به راحتی و به زودی شکوفا نخواهد شد .
د) نظارت بر رفتار فرزندان در خارج از خانواده : یکی دیگر از وظایف خانواده ها نظارت بر رفتار و اعمال فرزندان ، به خصوص نوجوانان است که وارد مرحله حساس و کاملاً جدیدی شده اند . اگر خانواده ها بتوانند ارتباطات درست و تعاملات مناسبی با فرزندان خود برقرار کنند ، به طوری که در کنار نقش پدری یا مادری به عنوان یک دوست و مشاور آنها به نظارت و راهنمایی بپردازند، تفاهمات لازم بین ایشان به وجود می آید و اصول تربیتی و اخلاقی مورد نظر والدین ، توسط فرزندان رعایت می گردد . نظارت والدین بر دوستان و همه ی کسانی که نوجوان یا کودک در تماس بیشتری با آن ها در خارج از خانه است ، کاملاً مهم و لازمه تربیت اجتماعی آنها است . دوستی ها در دوره نوجوانی بر اساس یک نیاز اجتماعی و برای ایجاد روابط سالم و ارزنده است . شخصیت اجتماعی نوجوان در حال شکل گرفتن است و بر این اساس رفاقت ها نقش عمده ای در اجتماعی شدن آنها ایفا می کند . وقتی نوجوان دوستانی پیدا کرد نسبت به آنان اعتماد می کند و مایل است دوستی خود را محکم سازد ، لذا در صورت دخالت والدین ترجیح می دهد که به جانب دوستان برود و از آنان حمایت کند والدین در صورتی موفق خواهند بود و تصادم و برخوردی با نوجوان پیدا نمی کنند که در کنار او حرکت کنند و ضمن مراقبت از وی آزادی عمل وی را سلب نکنند .
ﻫ) تامین خواست ها و نیازمندی های منطقی فرزندان : به طور کلی نیازها را به دو دسته ی مادی و غیر مادی تقسیم می کنند . برطرف کردن هر دو دسته از نیازها آرامش ، آسودگی ، موفقیت ، سلامت و شکوفایی را برای آحاد انسانی به همراه دارد . پوشاک و خوراک و مسکن مهمترین نیازهای مادی بشر تلقی شده است و بدون شک برخورداری از پوشاک ، خوراک و مسکن (محل استراحت و آسایش) بر روند زندگی اجتماعی اش تاثیرات مطلوب خواهد داشت . اگرچه تامین این نیازها بنا به طبقه شغلی و زمینه ی اقتصادی خانواده ها متفاوت است ، ولی همه ی والدین باید تا حد امکان به انجام امور مادی خانواده ی خود اهتمام ورزند .
والدین ضمن خرید لوازم و امکانات مادی ، می بایست ارزش های مربوط به چگونگی پوشش و آرایش ظاهر را به فرزندان خود آموزش دهند . خرید لباس یک فعالیت اقتصادی و آموزش چگونه پوشیدن و آرایش ، یک کار تربیتی و ارزشی است . همچنین فراهم کردن لوازم تحریر ، کتاب های درسی و کمک درسی ، دستگاه های صوتی و تصویری نظیر ویدئو ، سی دی یا استفاده از کلاس های تقویتی ، آموزشی ، علمی ، هنری و … از اموری است که هر کدام به نوبه ی خود به رشد و موفقیت فرزندان کمک می کنند .
غنی کردن اوقات فراغت یکی دیگر از وظایف خانواده در این زمینه است . اوقاتی که فرد در خارج از اشتغال [ یا تحصیل] و خارج از برنامه سپری می کند ، اوقات فراغت نامیده می شود … به طور معمول ، ضرورت های اوقات فراغت را تجدید قوا ، تدارک زمینه ی لازم برای تامین بخشی از بهداشت روانی و تدارک زمینه برای شکوفایی خلاقیت و تفکر واگرا بیان کرده اند .
و اما خانواده ها با تدارک زمینه های لازم و محتواهای مطلوب برای اوقات فراغت فرزندان ، باید به اصل نظارت خود در چگونگی استفاده از این اوقات هم توجه داشته باشند . نظارت در طول اوقات فراغت به این معنی است که ضمن کسب اطلاعات مستمر در مورد فرزندان ، با توجه به شرایط موجود ، به آنان آموزش داد تا از خود نیز مراقبت کنند . مدرسه هم در جریان تعامل و ارتباطات مستمر والدین دانش آموزان ، به وظایف و مسئولیت های خود توجه بیشتری نشان داده ، در کنار آشنایی با خصوصیات و استعدادهای فرزندان ، بهتر می تواند نقش های آموزشی و تربیتی خود را ایفا کند . برای مثال بررسی مشکلات خانوادگی و شخصی دانش آموزان از وظایف مربیان پرورشی آموزشگاه هاست . گاهی اوقات اتخاذ یک تصمیم بدون اطلاع از وضعیت های رفتاری دانش آموز در خارج از مدرسه (خانواده و محیط اجتماع) نه تنها مشکلی را حل نمی کند ، بلکه ممکن است دانش آموز را از ادامه تحصیل نیز باز دارد . اگر چه یکی دیگر از اهداف برقراری ارتباط میان خانواده و مدرسه این است که والدین موارد رفتاری ، اخلاقی و انگیزشی فرزندان را به اطلاع آموزشگاه برسانند ، اما ممکن است بسیاری از والدین به دلایل گرفتاری ، کوتاهی ، ناتوانی یا هر دلیل دیگر نخواهند یا نتوانند در تعامل با مدرسه عمل کنند . پس یکی از وظایف اولیای مدرسه هم این است که با مشاهده ی تعارضات رفتاری و گونه گونی های عملکردی و شخصیتی ، در کسب اطلاع از خانواده ی فرزندان برآیند تا بهتر از قبل به بررسی و تدارک راه
های مقابله با مشکلات دانش آموزان بپردازند .
5- رشد و تقویت جامعه پذیری
انسان به زندگی اجتماعی میلی فطری دارد و بنا به یک سلسله نیازهای اجتماعی ، به خصوص نیاز به رشد اجتماعی و زیستی مجبور است که در جامعه به ارتباطات و تعاملات با دیگران که زمانی پدر و مادر و اعضای خانواده ، زمانی همسالان و دوستان و هم مدرسه ای ها و زمانی سایر افراد جامعه اند ، روی آورد . آموختن زبان که بزرگ ترین و مهمترین وسیله ی ارتباط و رشد اجتماعی است ، خود ، نیاز به آموزش و زیستن در میان دیگران دارد . برای سخن گفتن و هر رفتاری در جامعه ، یک سلسله هنجارها ، ارزش ها و شیوه هایی وجود دارد که باید آنها را آموخت و رعایت کرد و این که انسان ها از چه شیوهایی و در کدام موقعیت ها استفاده می کنند ، بستگی به میزان رشد اجتماعی و به عبارتی درجه ی جامعه پذیری آنها دارد . فرایند رشد اجتماعی به سه رکن اساسی وابسته است : رکن شناخت ، رکن گرایش و رکن مهارت و عمل . فقدان هر یک از این ها موجب اختلال در رشد فرد می شود . به عبارت دیگر می توان فرایند رشد اجتماعی را به مثلثی تشبیه کرد که هر یک از ارکان سه گانه یکی از رئوس مثلث را تشکیل می دهند . ممکن است کودک یا نوجوانی علاقه مند به بازی های گروهی باشد ، ولی جرئت پیدا نکند وارد بازی شود یا وارد بازی شود ولی نتواند ایجاد ارتباط کند . بنابراین شرط اصلی رشد اجتماعی و کسب صلاحیت برای زندگی اجتماعی با دیگران وجود یک محیط تربیتی است که بتواند بین این سه رکن رشد اجتماعی تعامل ایجاد کند و فرد را برای ارتباط با دیگران ، سازگار کند.
6- جلوگیری از افت تحصیلی
افت تحصیلی ، کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است . افت تحصیلی یکی از بارزترین زیان ها و نارسایی های مراکز آموزشی و تربیتی است . به طور تقریبی همه ی علمای تربیت معتقدند که از کارآمدترین مکانیزم های مقابله با این معضل بزرگ ، وجود رابطه ی نزدیک میان اولیای مدرسه و خانواده ی دانش آموزان است . تبادل اطلاعات اولیای خانه و مدرسه می تواند موجب شناخت و آگاهی آن ها نسبت به مشکلات موجود در راه تحصیل متربیان و موانعی باشد که افت تحصیلی را فراهم می کنند . والدین باید توجه داشته باشند که درصد بالایی از موانع پیشرفت تحصیلی فرزندان را با تعامل گرم و روابط مستمر با مدرسه می توان برطرف کرد و از این رو تعامل خانه و مدرسه همیشه باعث تقویت ، رشد و پرورش بیش تر استعدادهای فرزندان می شود .

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اهمیت و ضرورت تعامل بین خانه و مدرسه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مرتبط

قالب ووکامرس