2,900 تومان

موجود

چکیده:

هدف از اين تحقيق بررسي رابطه كمال‌گرايي والدين با عزت‌نفس، جرأت ورزي و خودكارآمدي فرزندان آنها در بين دانش‌آموزان دختر دبيرستان‌هاي منطقه 7 آموزش و پرورش شهر تهران است. بدين منظور تعداد 130 نفر از دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه منطقه 7 آموزش و پرورش شهر تهران به شيوه نمونه گيري خوشه‌اي انتخاب شدند. نوع پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بود. ابزار مورد استفاده مقياس كما‌ل‌گرايي اهواز، آزمون عزت‌نفس كوپر اسميت، آزمون جرأت‌ورزي گمبريل و ريچي و مقياس خودكارآمدي عمومي بود. به منظور تجزيه و تحليل داده‌ها از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. نتايج نشان داد كه بين كمال‌گرايي والدين و عزت‌نفس، جرأت‌ورزي و خودكارآمدي فرزندان همبستگي منفي معناداري وجود دارد. همچنين نتايج نشان داد كه بين كمال‌گرايي مادران و عزت‌نفس، جرأت‌ورزي و خودكارآمدي فرزندان همبستگي قوي‌تري وجود دارد.

مقدمه:

نوجوانی اغلب به دوره ای بین كودكی  و بزرگسالی اطلاق می شود . این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً سنین 12 – 20 سالگی ) است  و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی نوجوانی ندارد.

هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ، نظیر : مسائل بیولوژیكی ، روانی و اجتماعی دسته بندی كرد. از جمله آنها كه به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین است.

دوره نوجوانی را باید یك مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی كرد. دوره ای كه با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود.

 

بي‌ترديد كمال گرايي  يكي از ويژگي‌هاي شخصيتي مي‌باشد كه مي‌تواند هم سازنده، مفيد و مثبت باشد و هم نوروتيك و كژ كنش. نيروي انگيزشي هر فرد به سوي رشد و خود شكوفايي است. همه افراد نياز دارند كه توانايي‌هاي بالقوه خود را تا بالاترين اندازه ممكن شكوفا كنند و به رشدي فراتر از رشد كنوني خود دست يابند. گرايش طبيعي افراد حركت از مسير تحقق توانايي‌هاي بالقوه خودش است، هرچند ممكن است در اين راه با برخي موانع محيطي و اجتماعي رو به رو شوند. البته رسيدن به كمال و شكوفا ساختن استعدادها و توانايي‌هاي نهفته و بالقوه فرد به خودي خود بسيار ارزشمند است و در اين وادي كمال‌گرايي امري مثبت و پسنديده است ولي آن‌چه كه به آن اشاره شده است جنبه افراطي يا منفي كمال‌گرايي است.

كلي اينك (1998) كمال‌گرايي را اعتقاد فرد به كامل بودن و احساس اضطراب و فشار رواني بالا و ترس از اين كه نتواند مطابق انتظارات خود زندگي كند، تعريف مي‌كند.

طبق نظريت (1984) كمال‌گرايي يك پديده ناتوان كننده شايع است و كمال‌گرايان به حالات عاطفي منفي مثل احساس گناه، احساس شكست، عزت‌نفس پايين و مسامحه‌كاري حساس هستند.

اغلب نظريه‌ها بر اين باورند كه عزت‌نفس  ويژگي ديرپاي شخصيت است و به برخي سطوح كلي و فرضي خود ارزيابي و حرمت نفس اشاره دارد. به بيان ديگر دركي است كه فرد از خود دارد، ولي اين درك باداوري‌هاي ارزشي همراه است و در برگيرنده‌ي ميزاني از حرمت نفس و خويشتن‌پذيري مي‌باشد (اسلامي نسب، 1373). برخي از محققين رابطه عزت‌نفس و خويشتن را ناشي از مقايسه‌هاي اجتماعي مي‌دانند، بدين معنا كه جنبه‌هايي از خويشتن از راه مقايسه خود با اشخاص مهم ديگر براي شخص شكل مي‌گيرد. به اعتقاد اين پژوهشگران، خودآرماني كه رابطه نزديكي با كمال‌گرايي دارد مي‌تواند نتيجه مقايسه اجتماعي با افراد باشد. اين مفهوم با كمال‌گرايي ديگر مدار در نظريه هيويت و همكاران (1991) همپوشاني دارد. مي‌سيل‌دين (1963) نيز مشاهده كرد كه عزت‌نفس پايين و ناخشنودي از خود از عناصر كليدي كمال‌گرايي هستند.

در چند دهه اخير توجه زيادي به مبحث جرأت‌ورزي شده است كه خود نشانگر اهميت اين جنبه تعامل اجتماعي است. به عقيده ريس و گراهام (1991) جرأت‌ورزي يعني توانايي ابراز خويشتن به گونه صريح، مستقيم و مناسب، ارج نهادن به احساس و فكر خود و شناخت نقاط قوت و ضعف خويشتن. در واقع جرأت‌ورزي به معني احترام گذاشتن به خود و ديگران است. يكي از صفاتي كه فرد را مستعد و آماده فشار رواني مي‌كند سطح پايين جرأت‌ورزي است، يعني فرد در اظهار باورهاي شخصي، نگرش‌ها و احساسات دچار مشكل است و نمي‌تواند در برابر چشم‌داشت‌هاي بيش از حد ديگران واكنش نشان دهد. سطح پايين جرأت‌ورزي اغلب با گرايش شديد كمال‌گرايانه همراه است، يعني فرد هر چيزي را «درست و كامل» مي‌خواهد، چنين شخصي مي‌خواهد همه چيز را در كنترل داشته باشد و كارهايش مورد پسند همه قرار گيرد و همين موضوع مي‌تواند به سطوح بالايي از ناكامي و فشار رواني بينجامد (هرمزي‌نژاد، 1380)

خودكارآمدي يك سازه محوري در نظريه شناختي- اجتماعي آلبرت بندورا  است. منظور از خودكارآمدي، باورهاي شخص درباره قابليت‌هايش براي سازماندهي و اجراء دوره‌هاي عمل مورد نياز براي مديريت و موقعيت‌هايي كه در آينده پيش خواهد آمد، مي‌باشد (بندورا، 1995). كمال‌گرايي  به عنوان يك سازه شخصيتي با خودكارآمدي نيز همبستگي دارد. پژوهش‌ها حاكي از اين است كه گرايش شديد كمال‌گرايانه با سطوح پايين خودكارآمدي در ارتباط است (هيويت و فلت ، 1991)

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “بررسی رابطه ی کمال گرایی والدین با عزت نفس،جرات ورزی و خودکارامدی فرزندان انها در بین دانش آموزان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Your custom content goes here. You can add the content for individual product
[vc_row layout="ts-row-wide" el_class="fix-column-no-margin"][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner1.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner2.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner3.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][/vc_row]
بازگشت به بالا