2,900 تومان

موجود

همراه با هدیه شگفت انگیز

آموزش ورد

بنام خدا

تقديم به دوستاني كه كليد قلبم در صندوقچه رازهايشان پنهان است.

مرگ قو

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ، تنها نشيند به موجي رود در گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه‌چندان غزل خواند آن شب كه خود در ميان غزلها بميرد
گروهي بر آنند كه اين مرغ شيدا كجا عاشقي كرد آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي آغوش وا كن كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

دكتر مهدي حميدي

آفرينش آدم و حوا و روايتي از هابيل و قابيل

خداوند انسان را نيز مانند موجودات ديگر بصورت جفت آفريد تا براي هم موجب آرامش باشند. آدم تنهاي تنها در بهشت بسر مي برد و از نوع خود هيچكس را هم صحبتي نداشت تا با وي مانوس باشد، روحش سكون و آرامش نداشت، خداوند همدم و مونسي به نام حوا در كنارش آفريد. روزي آدم بدنبال يك خواب طولاني همينكه سر از خواب برداشت چشمش به زني افتاد كه بالاي سرش نشسته است، پرسيد تو كيستي؟ حوا پاسخ داد من همسر تو هستم، آفريده شدم تا مونس تو باشم. خداوند فرمود اي آدم خودت و همسرت در اين باغ زيبا مسكن گزينيد ولي به آن درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد. آدم و حوا وسوسه شدند و به آن درخت ميوه نزديك شدند و از بهشت به روي زمين اخراج شدند. خداوند در وجود انسان ميل جنسي را به او هديه كرد، كه براي بشر شامل دو هدف اصلي است هدف اول ارتباط با علم الحياة (بيولوژي) دارد و بقصد توليد نسل مي‎باشد و ديگري فرعي و براي رفع حوائج شهواني بوده و با حصول لذائذ انجام ميگيرد. كه ازدواج بخاطر هدفهاي فوق صورت مي‎گيرد بشرطي كه در مسير درست و حلال باشد. زماني كه آدم و حوا از ميوه ممنوعه خوردند و از بهشت رانده شدند در زمين سكونت كردند و خداوند توبه آنها را پذيرفت و اجازة زندگي روي زمين را به آنان داد، آنها صاحب فرزنداني شدند هم دختر و هم پسر، دو تن از پسران آدم خواهان يكي از خواهرانشان شدند يعني زماني كه هابيل و قابيل به سن ازدواج رسيدند. لذا خداوند به حضرت آدم امر كرد كه هابيل و قابيل بايد هدايايي را بياورند و هديه اي كه قبول واقع شود صاحب آن هديه «شوهر» خواهرش خواهد بود. هابيل دامداري مي نمود و قابيل كشاورزي، هابيل يكي از بهترين بره هاي خود را جدا كرده و قابيل چند خوشه خشكيده گندم را انتخاب و روز امتحان هر دو بالاي يك بلندي مي‌روند، بادي وزيدن گرفته و بره را از دست هابيل مي برد يعني هديه هابيل مورد قبول واقع شده و دختر براي اوست. قابيل از فرط عصبانيت با سنگي بر سر برادر خود زده و او را مي كشد چون كمي از او بزرگتر بود قدرت بيشتري داشت، حالا او نمي دانست با جنازة برادر چه بايد بكند. خداوند دو كلاغ را در حال نزاع فرستاد، يكي از آنها ديگري را كشت و زير خاك دفن كرد، قابيل نيز همين كار را با جنازة برادرش كرد و او را دفن كرد، پنهاني به نزد خانواده رفته دست خواهرش را مي گيرد و از آنجا فرار مي كند و در جاي ديگري از زمين صاحب كودكان و نسلي ديگر از انسانها مي شوند.

كتاب آدم و حوا اثر بي آزار شيرازي

زن در جاهليت عربستان:

يكي از وحشتناكترين رسوم و عادتهاي شوم دوران جاهليت دختركشي بود، آن هم در زشتترين صورت يعني زنده بگور كردن يا گردن زدن و يا از بالاي بلندي به پائين پرت كردن فرزندان دختر. آنان دختران را در رديف حيوانات قرار مي دادند، بي عفتي و بي ناموسي در حدي بود كه به طور آزاد و رسمي بينشان نكاح چند تايي صورت مي گرفت، يعني مردان با قدرت مالي خود هر چند زن كه
مي خواستند اختيار مي كردند و زنان نيز در اختيار هر فردي قرار مي گرفتند، زناني هم بودند كه بر سر در خانه هاي خود پرچمي يا علامت و نشانه اي به اين عنوان نصب مي كردند، و اگر فرزندي مي آوردند مدعيان را همراه قيافه شناسان جمع مي كردند، قيافه شناسان كودك را شبيه هر كدام از مردان
مي دانستند او را به عنوان پدر كودك معرفي مي كردند. در چنين شرايطي پيامبر پا به عرصه وجود گذاشت و با خواست خداوند توسط عبدالله نوري پاك به رحم آمنه منتقل شد تا پيامبر به دنيا آمد.

كتاب: سيره چهارده معصوم محمد مهدي اشتهاردي

ازدواج پيامبر (ص) و خديجه (س):

خديجه از خاندان قريش، بانوئي بسيار پاكدامن و ارجمند بود، او دو شوهر كرد، هر دو از دنيا رفتند، و اموال بسياري از آنها از طريق ارث به او رسيد، ثروت او از حد و مرز مي گذشت. همواره كاروانهاي بازرگاني او در شام و يمن و طائف، در حركت بودند، عموي خديجه از دانشمندان و كشيشان مسيحي بود و همه كتابهاي آسماني را خوانده بود، او نشانه هاي پيامبري را در وجود پيامبر اسلام ديده بود، خديجه توسط او به مقام پيامبر آگاه شده بود، و خود او نيز روش پاك و امانت داري و صداقت او را مشاهده كرده بود، از اين رو مجذوب و شيفته بي قرار پيامبر (ص) شد و تصميم گرفت با پيامبر ازدواج كند، در اين وقت پيامبر (25) سال داشت ولي از سن خديجه (40) سال مي گذشت. پيامبر با وساطت عمويش ابوطالب پدر علي (ع) وسايل ازدواج با خديجه را فراهم كرد، خديجه بسيار فداكار و مهربان بود و همه ثروتش را در اختيار پيامبر گذاشت تا در راه هدفي بزرگ به مصرف برسد. پيامبر سال فوت خديجه را «سال غم» ناميد پيامبر مي فرمود: خديجه وقتي به من پيوست كه همه از من دور مي شدند، او در راه اسلام، هرگز مرا تنها نگذاشت، همواره از من حمايت كرد، خدا او را رحمت كند كه بانوي پر بركتي بود. حضرت فاطمه (س) حاصل چنين ازدواجي بود.

سيره چهارده معصوم

ازدواج علي (ع) و فاطمه (س):

خواستگاران بسياري براي حضرت فاطمه آمدند نزد پيامبر خدا ولي حضرت محمد و فاطمه (س) حضرت علي را برگزيدند. حضرت محمد به علي (ع) فرمودند چه چيزي را مهريه قرار ميدهي، علي (ع) فرمود شمشير و اسب و زره و شتري براي كشيدن آب از نخلستان دارم. پيامبر فرمود شمشير و شتر و اسب براي خودت لازم است براي جنگ با مشركان و كشاورزي و زندگي، فقط زره مي ماند كه من آن را به عنوان مهريه زهرا (س) مي پذيرم حضرت علي زره را 480 درهم قطري فروخت به حضرت محمد داد و او را نيز با اين جهازيه حضرت فاطمه را تهيه كرد. امام صادق مي فرمايند: اگر خداوند علي را براي فاطمه (س) نمي آفريد، در سراسر زمين از حضرت آدم گرفته تا تمام انسانهاي بعد از او، همسر همتايي براي فاطمه (س) پيدا نمي شد. پيامبر از پولي كه حضرت علي به او داد وسايل زير را به عنوان جهاز راهي خانه علي (ع) كردند: پيراهن يك عدد – روسري يك عدد – چادر مشكي عربي يك عدد – بقچه بافته شده از ليف خرما – دو عدد متكا – پرده پشمي – حصير – آسياب دستي – طشت مسي- كاسه سفالي – مشك آب – آفتابه سفالي – فرش پوستي – عباي سفيد – ظرف آب خوري . هنگامي كه اين وسايل ساده و بي آلايش را به حضور پيامبر آوردند اشك در چشمانش حلقه زد و سر به آسمان نمود و گفت: خدايا به زندگي قومي كه گرانمايه ترين ظروفش سفالي است بركت بده. در حديثي نقل شده است كه: حضرت فاطمه (س) بعد از وفات رسول خدا (ص) هرگز لبخند نزده بود جز زماني كه تابوت پوشاننده را ديد از خوشحالي خنديد و فرمود: اين تابوت چقدر زيباست كه مانع مشخص شدن حجم بدن مي شود. گويي ايشان از چگونگي حمل جنازه زنان در مدينه ناخرسند بودند چون آنها بدن زن را روي چوبي بدون ديواره مي نهادند به طوري كه حجم بدن زن را نمايان مي كرده است و با ديدن تابوت پوشاننده خنديده بودند.

كتاب: سيره چهارده معصوم

Your custom content goes here. You can add the content for individual product
[vc_row layout="ts-row-wide" el_class="fix-column-no-margin"][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner1.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner2.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner3.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][/vc_row]
بازگشت به بالا