2,900 تومان

موجود

همراه با هدیه شگفت انگیز

آموزش ورد

چكيده:

دوام تمدن بشري و قوام حيات ملل در اعصار طولاني تاريخ متكي به رشادتها و جانبازي‌هاي مردمي است كه از موجوديت فردي خود صرفنظر كرده‌اند. تا ثبات و بقاي كل جامعه و افراد آن جامعه برقرار بماند. در حقيقت دوام و بقاي همه جوامع بشري و تعالي و پيشرفت افراد جوامع بشري و پيشرفت افراد جوامع بشري به تعداد مردم فداكار و از خود گذشته منوط است، ك از منافع فردي خود چشم پوشي مي كنند. به مصالح و منافع اجتماع خود كمك و مساعدت قابل توجهي انجام داده‌اند. چنين كساني عنوان «قهرمان» قوم و جماعت خود مي شوند.[1]

در دوره‌هاي مختلف ستايش جماعات انساني كثيري را به خويش جلب كرده‌اند. اساساً پيدايش نادر معلول شرايطي است كه ايجاب مي كند تا چنان مردي با آن گونه كفايت عظيم بدرخشد. و با گردآوري توده‌هاي مردم مستعد، شمشيرزن و مجاهد، در راه رهايي ايران، نشان دهد كه نمايندة روح حقيقي و توان رزمجويي و افتخار آفريني هموطنان خويش است.[2]

همه مورخان و كلية استادان علم تاريخ به اين نكته واقفند، كه مادر دهر تا كنون كمتر مرد بزرگي مانند نادر بوجود آورده باشد، نبوغ فرماندهي، استعداد كشورگشائي، و هوش خداداري نادر، نمي توان شك كرد.[3]

نادر طفل بود كه پدرش از دنيا رفت، نادر به دليل كمي سن نتوانست حاكم قلعه كلات شود به همين دليل عمويش به اين مقام رسيد.[4]

وقتي نادر به سن جواني رسيد عمويش اين مقام را به او تعويض نكرد، به بهانه جوان بودن نادر، و نادر از طايفه خود فاصله گرفت، و وارد مشهد شد و حاكم خراسان او را به نيابت ايشيك آقاسي باشي معين كرد. و با رشادت و شجاعتي كه داشت در ظرف چند سال به منصب مين باشي گري رسيد و تا سن سي سالگي بر اين مقام بود و هميشه آثار شجاعت و عزم متين از او ديده ميشد.

با حملات تركمن‌ها به خراسان  نادر به فرماندهي قشون منصوب شد و رشادتهاي زيادي از خود نشان داد و تركمنتن را شكست داد.[5]

اگر چه نادر در ايام سلطنت خويش درب طلائي بريا حضرت امام رضا (ع) بنا نكرد و او مي خواست مشهد را پايتخت دائمي خود سازد.[6]

اما در قسمت سياست و كشورداري نادر چندان استعدادي نداشت و هر چه بنا كرد بي اساس و بي پايه بود. چنانكه امپراتوري وسيع وي در نتيجه همين ضعف تشكيلات پس از مرگش در هم پاشيد.[7]

بايد به خاطر داشت كه منصبي كه نادر به آنها مي داد پاداش شجاعت آنها يا به مناسبت اطلاع آ‎نها بر طرق پول گرفتن از مردم با زور بود، و ربطي به عقل يا شايستگي آنها نداشت. و از اينجا طبعاً مي توان دريافت كه چرا اشخاص پست در خدمت او به مقامات عالي رسيدند.[8]

همه كساني كه تاريخ نادر را نوشته‌اند متفق القولند كه در پنج سال آخر سلطنت نادر، ظلم بي اندازه بر ايرانيان رفته است، تا آنجا كه در پنج سال آهر سلطنت نادر، ظلم بي اندازه‌اي بر ايرانيان رفته است، تا آنجا كه مي توان گفت هيچ دولت متجاوز و غارتگر بيگانه‌اي نيز، در يك سرزمين به استعمار كشيده شده مرتكب آن نوع فجايع بي اندازه نگرديده است. برخي بر اين عقيده‌اند كه ثروت سرشار هند، زمام هوسهاي نادرشاه را سست كرد. او كه از خاندان فقيري بود به مجرد ديدن آن همه دفينه و جواهرات آزمند‌تر و حريصتر گرديد، و انديشه‌اي جز بر افزودن سيم و زر و انباشتن آنها در كلات نداشت. نادر در ابتداي امر گشاده دستي وسعة صدر نيز داشت و بكرات ديده ميشد كه پول را تنها ابزاري براي تحقق اهداف خود در نظر مي آورد. حق اين است كه بگوييم شدت بيماري او كه پس از كوري دلاورش رضا قلي ميرزا محسوس شد. ابتدا به نوعي خودآزاري و آنگاه مردم آزاري منتهي شد. جمع‌آوري ثروت و زجردادن مردم بيگناه و گناهكار مجاري نمايش هيجانهاي روحي وي گشت. بيماري اختلال فكري نادر خود عامل اصلي كشته شدن نادر بدست يارانش گرديد.[9]

[1]– تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه، دكتر رضاشعباني، جلد دوم، نشر قومس، سال 1375، ص 5 ، 8

[2]-تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه، دكتر رضا شعباني، جلد دوم، نشر قومس، سال 1375، ص 5 ، 8

[3]– نادرشاه، لاكهارت، ترجمه: مشفق همداني، مؤسسه انتشارات امير كبير، تهران، 1357، ص 7

[4]– تاريخ حكومت نادرشاه، اثر دكتر ويلم فلور، مترجم، دكتر ابوالقاسم سري، تهران، 1368، انتشارات توسن، ص 53

[5]– تاريخ نادرشاه افشار، اثر: جيمز فريزر، مترجم، ابوالقاسم خان ناصر الملك، چاپ پايا، تهران، 1363، ص 54،55،56

[6]– نادرشاه افشار، شامل پيراسته و و كوتاهشده، دره نادري از: تقوي پاكباز، سفرنامه حذين از: محمد ملايري، سخنراني ايرانشناس و نويسنده معروف، دكتر لاكهارت در انجمن همايوني آسياي مركزي لندن، از انتشارات بنياد ،1369، ص 187، 191، 192

[7]-زندگي نادرشاه، جونس، هنري، ترجمه، دكتر اسماعيل دولتشاهي، انتشارات علمي و فرهنگي، 1346 ص 338

[8]– هنري، جونس، همان منبع، ص 338

[9]-تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي ايران در دوره‌هاي افشاريه و زنديه، اثر: دكتر رضا شعباني، چاپ مهر، قم، 1378، ص 64

 

بسم الله الرحمن الرحيم

فهرست مطالب:

چكيده

معرفي منابع

مقدمه

فصل اول:

1-1- مسئله تحقيق

1-2- ضرورت و اهداف تحقيق

1-3- فرضيه‌ها

1-4- روش تحقيق

فصل دوم:

2-1- اوضاع ايران قبل از روي كار آمدن نادر

2-2- سابقة ايل افشار و تبار نادر

2-3- ايران در عصر نادرشاه (بطور خلاصه)

2-4- بحرانها و شورش‌هاي دوران نادرشاه

2-5- مرگ نادر و علل آن

2-6- اوضاع ايران بعد از نادر و آشفتگي اردوي نادري

فصل سوم: جانشينان نادر

3-1- اوضاع سياسي و اجتماعي در ايران در زمان علي شاه

3-2- اوضاعسياسي و اجتماعي در زمان ابراهيم شاه

3-3- اوضاع سياسي و اجتماعي ايران در زمان شاهرخ ميرزا

3-4- اوضاع سياسي و اجتماعي ايران در زمان مير سيد محمد (شاه سليماشاني)

3-5- علل فروپاشي سلسله افشاريه

نتيجه گيري

فهرست منابع و مآخذ

ضمايم

 

فهرست منابع و مآخذ

  • استرآبادي، ميرزا مهدي خان، جهانگشاي نادري، به اهتمام سيد عبدالله انواه، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، 1341
  • استرآبادي، ميرزا مهدي خان، دره نادره، به تصحيح دكتر سيد جعفر شهيدي، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، 1341
  • اوتر، ژان، عصر نادرشاه افشار، ترجمه، دكتر علي اقبالي، تهران، سازمان انتشارات جاويدان، 1363
  • اشرفيان، آرونوا، دولت نادرشاه افشار، ترجمه، حميد امين، تهران، انتشارات شبگير، 1356
  • احمد پناهي سمناني، محمد، نادرشاه بازتاب حماسه ملي، تهران، كتابخانه نمونه، 1368
  • افراسيابي، بهرام، عقاب كلات و نامه‌هاي طبيب نادر، تهران، انتشارات سخن، 1370
  • بازن، پادري فرانسوي، نامه‌هاي طبيب نادرشاه، ترجمه، دكتر علي اصغر حريري، تهران، انتشارات شرق، 1365

8- باستاني پاريزي، محمد ابراهيم، افشارها در كرمان، تهران، چاپ بهمن، 1367

9- پرايس، كريستين، تاريخ هند اسلامي، ترجمة، مسعود رجب نيا، تهران، بنگاه ترجمه نشر كتاب، 1356

10- پاكباز، تقوي، نادرشاه افشار، شامل پيراسته و كوتاهشدة درة نادره، تهران، انتشارات بنياد، 1369

11- حذين، محمد علي، تاريخ حذين، اصفهان، انتشارات تأئيد، 1332

12- دبير سياقي، سيد محمد، سازمان اداري حكومت صفوي، ترجمه، مسعود رجب نيا، تهران، انتشارات امير كبير، 1368

13- رضايي، عبدالعظيم، گنجينة تاريخ ايران، صفويان، افشاريان، زنديه و قاجار، (جلد دوازدهم)، تهران، انتشارات اطلس، 1378

14- رياض الاسلام، تاريخ روابط ايران و هند، ترجمه، محمد باقر آرام،تهران، انتشارات امير كبير، 1373

15- سيوري، راجر، ايران عصر صفوي، ترجمه، كامبيز عزيزي، تهران، انتشارات سحر، 1363

16- شعباني، دكتر رضا، تاريخ اجتماعي ايران عصر افشاريه، تهران، انتشارات قومس، 1375

17-شميم، علي اصغر، از نادر تا رضا خان مير پنج، تهران، انتشارات مدبو، 1373

18- شفيع تهراني، محمد، تاريخ نادرشاهي به اهتمام دكتر شعباني، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1369

19- شعباني، دكتر رضا، تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي ايران در دوره‌هاي افشاريه و زنديه، قم، چاپ دوم، انتشارات مهر، 1378

20- صنعتي زاده كرماني، نادر فاتح دهلي، تهران، دنياي كتاب، 1368

21- فريزر، جيمز، تاريخ نادرشاه افشار، ترجمه، ابوالقاسم ناصر الملك، تهران، انتشارات توس، 1368

23- قزويني، ابوالحسن، فوايد صفويه در ذكر افشاريه، ترجمه، دكتر مريم احمدي، تهران، مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1368

24- كشيشان با ژوئيت فرانسوي، نامه‌هاي شگفت انگيز، ترجمه،‌دكتر بهرام فره‌وشي، تهران، مؤسسه انديشه جوان، 1370

25- گلستانه، ابوالحسن محمد امين، مجمل التواريخ شامل وقايع و رويداد‌هاي سي و پنج سالة بعد از نادرشاه، به سعي و اهتمام مدرس رضوي استاد دانشگاه، تهران، انتشارات كتابخانة ابن سينا، 1344

26- لارودي، نورالله، زندگي نادر پسر شمشير، تهران، انتشارات ايران زمين، 1370

27- لوي، دكتر حبيب، تاريخ يهود ايران (جلد سوم)، تهران، انتشارات يهودابروخيم، 1334

28- لاكهارت، لارنس، نادرشاه، ترجمه، مشفق همداني، تهران، انتشارات اميركبير، 1357

29- لاكهارت، لارنس، انقراض سلسله صفويه و ايام استيلاي افاغنه بر ايران، ترجمه، مصطفي قلي عماد، تهران، انتشارات مرواريد، 1364

30- لاكهارت و دكتر غلامرضا افشار نادري، نادرشاه آخرين كشورگشاي آسيا، ترجمه، دكتر اسماعيل افشار نادري، تهران، انتشارات دستان، 1377.

31-ملايري، محمد، سفرنامة حزين، و سخنراني ايرانشناس و نويسندة معروف دكتر لاكهارت در انجمن همايوني آسيايي مركزي لندن، تهران، انتشارات بنياد، 1369

32- مينورسكي، ولاديمير، تاريخچه نادرشاه، ترجمه، رشيد ياسمي، تهران، كتابهاي سيمرغ سيمرغ وابسته به انتشارات اميركبير، 1363

33- مير احمدي، دكتر مريم، دين و دولت در عصر صفوي، تهران، انتشارات امير كبير، 1369

34- مير احمدي، دكتر مريم، تاريخ سياسي و اجتماعي عصر صفوي، تهران، انتشارات اميركبير، 1371

35- مروي، محمد كاظم، عالم آراي نادري، به تصحيح دكتر محمد امين رياحي، تهران، انتشارات علمي، 1374

36- مرعشي صفوي، ميرزا محمد خليل، مجمع التواريخ، به توحيح و اهتمام دكتر عباس اقبال آشتياني، تهران، انتشارات احمدي، كتابخانه طهوري، كتابخانه سنائي، 1362

37- وزيري، احمد علي خان، تاريخ كرمان، بكوشش دكتر محمد ابراهيم باستاين پاريزي، تهران، انتشارات علمي، 1340

38- نصيري، محمدرضا، مكاتبات تاريخي ايران دوره افشاريه، جهاد دانشگاهي دانشگاه گيلان، 1364.

39- نوائي، دكتر عبدالحسين، نادرشاه و بازماندگامش، تهران چاپ تك، 1368

40- هنوي، جونس، زندگي نادرشاه، ترجمه، دكتر اسماعيل دولتشاهي، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1346

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “پایان نامه اوضاع سياسي و اجتماعي ايران در زمان جانشينان نادرشاه افشار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Your custom content goes here. You can add the content for individual product
[vc_row layout="ts-row-wide" el_class="fix-column-no-margin"][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner1.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner2.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][vc_column width="1/3"][ts_single_image img_url="https://drp30.com/wp-content/themes/gon/images/product-detail-banner3.png" link="#" style_effect="eff-border-scale" target="_self"][/vc_column][/vc_row]
بازگشت به بالا