2,900 تومان

موجود

  • تعريف كوبيسم

تجربيات طيبايي شناختي پيشگامان نقاشي سده بيستم بر شالوده دستاوردهاي كاوشگران بزرگ اواخر سده نوزدهم استوار شده‌اند. فووها و اكسپرسيونيست‌ها عمدتا راهي را دنبال كردند كه توسط سرا، گوگن،‌و وان گوگ هموار شده بود؛ يعني راهي كه به رنگ ناب مي‌انجاميد. اينان از آموزشهاي سزان چشم نپوشيدند؛‌وقتي فقط آن بخش از زيبايي شناسي او را تحول بخشيدند كه به بازنمايي ادراك شخصي به وسيله معادلهاي رنگي مربوط مي‌شد. اينان، به انگارهاي سزان درباره فضا و «فرم»‌ علاقه‌اي نشان ندادند. كوبيسم از همين انگارها آغازيد. كوبيسم نيز كوششي بود براي انطباق عناصر زيبا نمايي تصوير با نظم مستقل شكلهاي رنگين؛ يعني همان وظيفه‌اي كه براي نظريه پردازان هنر دهه نخست قرن بسيار مبرم مي‌نمود. پيكاسو و براك ـ ابتدا جداگانه و سپس همراه با ـ در اين زمنيه به راه حل‌هايي تازه رسيدند كه تحت عنوان «كوبيسم»‌ناميده شد. اين دو هنرمند، مسئله نمايش سه بعدي فرم (يعني فضا) با تدبير و شگردهايي متفاوت با ميثاقهاي سنت نقاشي اروپايي حل كردند. اما علاوه براين، به نتيجه‌اي كاملا جديد نيز دست يافتند، و آن تبلور بعد چهارم (يعني زمان) در تصوير بود.

«كوبيست مستقلا به نتايج خود رسدند. كوبيست‌ها در موضوعات خويش، به پيكار انديشه جديد نيز كه از سده نوزدهم آغاز شده وابداعات فناوري قرن حاضر به آن ميدان داده بود، پي برده بودند. همچنين پديده‌هاي (بينابيني) علاقه ايشان را به خود جلب كرده بودـ‌ […] كوبيست‌ها نظامي آفريدند كه مي‌توانستند به ياري آن،‌ به هم بافتگي پديده‌ها را از راه تصوير نشان دهند و به اين ترتيب،‌ امكان نشان دادن روندها به جاي حالتهاي ثابت هستي را پديد آورند. كوبيسم هنري است كه به طور كلي با تاثير متقابل ساختار و حركت، تاثير متقابل اجسام و فضاي اطرافشان، تاثير متقابل علائم صريح روي تابلو نقاشي و واقعيت دگرگون شونده‌اي كه نشان دهنده آن هستند. منظور كوبيست‌ها از ساختار، فضا، علائم، وروند با منظور فيزيكدانهاي هسته‌اي از آنها، كاملا تفاوت دارد. اما تفاوت ميان ديد كوبيست‌ها و ديد يك نقاش بر جسته هلندي سده هفدهم مانند ورمير نسبت به واقعيت، با تفاوت ميان ديد فيزيك نوين و ديد نيوتني، شباهتي زياد دارد: شباهتي بارز و نه فقط جزئي»‌.

اگرمقايسه‌اي از لحاظ چگونگي تحول كوبيسم در كار پيشگامان اين مكتب به عمل آيد، مي‌توان چنين گرفت كه راه حلهاي براك و گريس فرد گرايانه و عمدتا زيبايي شناختي است؛ حال آنكه پيكاسو و لژه تجربه‌هاي كوبيستي را وسيله‌اي براي بيان محتواي انساني ـ اجتماعي قرار مي‌دهند. ليكن ديدگاههاي پيكاسو و لژه نيز با هم تفاوت دارند. پيكاسو به درام زندگي امروز مي‌پردازد، لژه نقاش آينده است؛ در اين معني كه مخاطبانش راـ اگر شهامت پذيرش اينده را دارا باشند ـ از آينده‌شان مطمئن مي‌كند. از اينرو،‌ ژرژ براك (1882-1963) بر خلاف خشونت پيكاسو در عرصه شكل وبيان به شيوه‌اي تغزلي و حتي مي‌توان گفت فرانسوي‌تر كار مي‌كرد. تاثير موزون پرده (لوحه رنگي91) بازتابي از ستايشي است كه وي از استادان بزرگ نقاشي تزييني فرانسه به عمل مي‌آوردند؛ يك چنين پرده‌اي، با آنكه تمام ذراتش به روزگار هنرمند تعلق دارند، اگر دريك نگارخانه متعلق به سده هجدهم نصب شود مايه شگفتي نخواهد شد. بيشترين تاثير كار براك به تسلطش بر طرح دو بعدي بستگي دارد، چون اومعتقد بود كه تابلوي نقاشي يك سطح صاف است و بايد همچنان يك سطح صاف بماند واز خط و رنگ و متن بايد براي جان دادن به آن استفاده شود.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مقاله براك در پرتو كوبيسم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Your custom content goes here. You can add the content for individual product
بازگشت به بالا